Generic selectors
Exact matches only
جستجو بر اساس عنوان
جستجو بر اساس مطلب
Post Type Selectors
بر اساس دسته بندی
آرایشی/بهداشت
آشپزی
آموزشی
آی تی
ادبی
استارتاپ
اقتصاد
امور زنان
بازی‌های کامپیوتری
بلاکچین و ارز دیجیتال
بهترین ها
پزشکی
تعمیرات
تغذیه
تکنولوژی
تکنولوژی و صنایع
جامعه شناسی
حقوق
حیوانات خانگی
خانه و دکوراسیون
خانواده
داستان کوتاه/ نقد ادبی
دسته‌بندی نشده
رهبری و مدیریت
روان‌شناسی
روایت‌های شخصی
رویدادها
زندگی نامه
سئو
سبک زندگی
سرگرمی
سلامت
سلامت عمومی
سیاست
سیاسی/اجتماعی
سینما و تئاتر
صنایع
طراحی وبسایت
عکاسی
علم روز
علمی
فرهنگ
فضای مجازی
فلسفه
گردشگری
مارکتینگ
محیط زیست
مد و زیبایی
مدیریت و کسب‌وکار
مسائل روز
مطالب داغ
معماری و ساختمان سازی
موبایل و کامپیوتر
موسیقی
موفقیت
نقد ادبی
هنر و ادبیات
هنرهای تجسمی
ورزش
خانه @ سلامت @ روان‌شناسی @ آنچه در مورد درونگرایی نمی دانیم

آنچه در مورد درونگرایی نمی دانیم

by | 9 اردیبهشت 1400 | روان‌شناسی, مطالب داغ | 1 comment

معمولا در ذهن ما تصوراتی غلط در مورد دو ویژگی شخصیتی افراد پیرامون مان وجود دارد. اغلب ما بر این باوریم که آن دسته از اشخاصی که درونگرا هستند، افرادی خجالتی و مضطرب بوده و برونگراها افرادی بسیار اجتماعی و موفق هستند. اما در تعاریف روان شناسی، این طیف شخصیتی به نحوی دیگر دیده می شود. اولا، نمی توان افراد را به طور کامل در دو طرف این طیف طبقه بندی کرد، چراکه اکثر انسان ها درصدی از هر دو ویژگی را دارا بوده و در جایی میان طیف قرار می گیرند. اما به هر ترتیب، به طور عمده هر فرد به یکی از دو طرف طیف متمایل تر است. درونگراها بیشتر سر در گریبان خود داشته، در افکار و احساسات خود غرق بوده و وابستگی چندانی به خارج و دیگران احساس نمی کنند. در حالی که برونگراها، انرژی و اعتماد به نفس خود را از بودن در اجتماع و ارتباط با دیگران دریافت می کنند و به نوعی وابسته به خارج و دیگران هستند.

درونگرایی، دلایل، علائم و تصورات غلط

در فرهنگ انجمن روانشناسی آمریکا، درونگرایی اینگونه تعریف شده است:

تمایل به سوی دنیای درونی شخص، افکار و احساسات به جای دنیای خارجی، افراد و اشیاء. درونگراها به طور نسبی بیشتر ساکت، گوشه گیر و در فکر هستند. آنها معمولا در بیان احساسات محتاط بوده، مواضع شکاکانه ای داشته و ترجیح می دهند به طور مستقل کار کنند.

 همانگونه که در تعریف بالا آمده است، هیچ ویژگی منفی را نمی توان به درونگراها نسبت داد. آنها خجالتی یا ضد اجتماعی نیستند، بلکه از تنهایی و سکوت بیشتر لذت می برند.

دلایل درونگرایی

دلیل علمی و فیزیولوژیکی بسیار جالبی در پس درونگرایی وجود دارد. یک شبکه ی عصبی در مغز قرار دارد که مسئول برانگیختگی بدن بوده و سطوح هوشیاری را تعدیل می کند. این شبکه ی عصبی همچنین میزان کسب اطلاعات ما از محیط را تعیین می کند. روان شناس معروف، هانس ایسنک معتقد است که درونگراها به طور طبیعی سطوح بالاتری از برانگیختگی را دارند و بنابراین از فعالیت ها و محیط هایی که باعث برانگیختگی بیش از حد می شوند گریزان هستند. آن ها همواره و به طور خودکار، اطلاعات بالایی از محیط دریافت می کنند و طبیعتا به دنبال فرار به محلی آرام برای تفکر و پردازش اطلاعات هستند.

علائم درونگرایی

  • بودن در گروه بزرگی از افراد، انرژی آن ها را تحلیل می دهد: پس از گذراندن یک روز در جمعی بزرگ، احساس خستگی شدید کرده و نیازمند پناه بردن به محیطی آرام برای در تنهایی به سر بردن هستند. آن ها اغلب هنگامی که در جمع قرار می گیرند، مجبور به صرف انرژی هستند، درست برخلاف برونگراها که از جمع انرژی دریافت می کنند. این به معنی اجتماعی نبودن درون گراها نیست. بلکه آنها تنها از وقت گذرانی با افرادی خاص و دوستان نزدیک لذت می برند و این را شاید بتوان یک نقطه ضعف برای آنها برشمرد.
  • دیگران آن ها را ساکت می دانند و شناختن آنها را دشوار می بینند: درونگراها معمولا ساکت هستند و با افراد خجالتی اشتباه گرفته می شوند. گرچه برخی درونگراها واقعا خجالتی هستند، اما به طور کلی آنها علاقه دارند کلمات خود را با وسواس انتخاب کرده و وقت خود را برای گفتگوهای بی دلیل هدر ندهند.
  • برانگیختگی بیش از حد، تمرکز آن ها را به هم می ریزد: هنگامی که افراد درونگرا در موقعیت های پیچیده و دشوار قرار می گیرند، نظم فکری خود را از دست داده و نمی توانند تمرکز کنند. در حالی که ترجیح برون گراها، موقعیت هایی است که فعالیت های زیادی را شامل می شود، زیرا این موقعیت ها برای آن ها کسل کننده نیست. به دلیل اینکه افراد درونگرا راحت تر تمرکز خود را از دست می دهند، محیط های آرام و بدون استرس را مطلوب تر برای خود می دانند.
  • خودشناس هستند: درون گراها به واسطه این که بیشتر در عالم درون خود به سر می برند، آگاهی نسبی خوبی از خود، انگیزه ها و احساسات شان دارند. این می تواند شامل صرف وقت زیادی برای تفکر در مورد زندگی شان، یافتن سرگرمی های مورد علاقه شان یا خواندن کتاب هایی باشد که برایشان حائز اهمیت هستند.
  • از طریق مشاهده کردن یاد می گیرند: در حالی که برون گراها دوست دارند آزمون و خطا کنند، درون گرایان تمایل دارند تا انجام کاری توسط دیگران را مشاهده کرده و آن را بیاموزند. درونگراها همچنین علاقه مند به تمرین کردن در خلوت هستند تا به دور از دید دیگران مهارت های خود را ارتقا دهند.
  • به شغل هایی که مستقل هستند علاقه مندند: تا اینجا شاید متوجه شده باشید که درون گراها از شغل هایی که شامل ارتباطات اجتماعی زیاد بوده گریزان هستند و ترجیح آن ها شغل های یک نفری یا کار در گروه های کوچک است. شغل هایی مانند نویسندگی، حسابداری، برنامه نویسی یا هنر مطلوب آن ها هستند.

تصورات غلط پیرامون افراد درونگرا

  • سکوت به معنی خجالتی بودن نیست: اغلب تصور می شود که کم حرف بودن افراد درونگرا به دلیل خجالتی بودن آن ها یا داشتن اضطراب اجتماعی است. در حالی که همانطور که قبلا گفته شد، درونگراها ترجیح می دهند قبل از صحبت کردن، افراد را بشناسند، دوستان محدود و نزدیکی برای خود داشته باشند، سپس با آنها معاشرت کنند. همچنین درونگراها بر این باورند که هر چیزی ارزش گفتن ندارد و قبل از صحبت کردن خوب می اندیشند. این نباید با ترس آن ها از صحبت کردن اشتباه گرفته شود.
  • افسرده یا عصبانی نیستند: اشخاص درونگرا به دلیل اینکه گاهی بر اثر معاشرت بیش از حد، احساس خستگی می کنند، نیازمند تنهایی هستند تا قوای خود را بازیابی کنند و این موضوع گاهی از طرف افراد دیگر اشتباها به عنوان حالت عصبانیت، افسردگی یا اضطراب تلقی می شود. اینکه کسی برای مدتی نیازمند تنهایی و انزوا باشد معمولا برای برون گراها قابل فهم نبوده و می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
  • دوست ندارند همیشه تنها باشند: افراد درونگرا، گرچه مدتی از روز را به سکوت و تنهایی نیاز دارند، اما قطعا از گذراندن وقت با افرادی خاص و آنهایی که دوستشان دارند، لذت می برند. در مهمانی ها معمولا شروع کننده ی بحث نیستند، اما با تعداد محدودی از افراد می توانند گفتگوی صمیمی داشته باشند. در جمع ها بیشتر ترجیح می دهند نظاره گر اتفاقات باشند و معمولا شرکت فعالی در آنها ندارند.
  • اعتماد به نفس شان پایین نیست: یک ذهنیت غلط دیگر در مورد اشخاص درونگرا این است که تصور می شود دلیل کم حرفی یا مشارکت اجتماعی پایین آنها، اعتماد به نفس پایین شان است. اما این تصور می تواند کاملا غلط باشد چون این افراد به دیگران احساس نیاز نمی کنند و ترجیح می دهند مستقل باشند و این می تواند نشانگر اعتماد به نفس بالای آنها باشد.
  • درونگرا بودن یک مشکل نیست: گاهی والدین یا معلمین تلاش می کنند کودکان درونگرا را اصلاح کنند و اغلب آنها را در موقعیت هایی قرار می دهند که می تواند آنها را رنجیده خاطر کند. مثلا معلم یک کلاس ممکن است کودک درونگرای کلاس را در کنار برونگرا ترین همکلاسی اش قرار دهد یا والدین، فرزندشان را در موقعیتی ناخوشایند در مهمانی ها قرار دهند. این اعمال به این دلیل است که تصور می شود درونگرایی یک بیماری یا مشکل است و این ذهنیت باید اصلاح شود.
  • رهبران یا سخنرانان خوبی هستند: گاندی، آبراهام لینکن و بیل گیتس از جمله رهبران موفق درونگرا هستند. تحقیقات نشان داده اند که برای رهبری گروهی، درونگراها می توانند بسیار موفق عمل کنند و از هر 10 مدیر، 4 نفر درونگرا هستند. در مورد سخنرانی هم، درونگراها به دلیل اینکه قبل از انجام کاری، بسیار در مورد آن تامل می کنند، می توانند سخنرانان توانمندی باشند.

مهدی امیرخانی
مهدی امیرخانی

فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی و زبان شناسی کاربردی. مترجم و مدرس زبان انگلیسی. کارشناس سئو و تولید محتوا.

1 Comment

  1. خاطره سرایی

    خداروشکر بالاخره یکی گفت که درونگرا بودن ربطی به خجالتی بودن نداره

    Reply

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط