Generic selectors
Exact matches only
جستجو بر اساس عنوان
جستجو بر اساس مطلب
Post Type Selectors
بر اساس دسته بندی
آرایشی/بهداشت
آشپزی
آموزشی
آی تی
ادبی
استارتاپ
اقتصاد
امور زنان
بازی‌های کامپیوتری
بلاکچین و ارز دیجیتال
بهترین ها
پزشکی
تعمیرات
تغذیه
تکنولوژی
تکنولوژی و صنایع
جامعه شناسی
حقوق
حیوانات خانگی
خانه و دکوراسیون
خانواده
داستان کوتاه/ نقد ادبی
دسته‌بندی نشده
رهبری و مدیریت
روان‌شناسی
روایت‌های شخصی
رویدادها
زندگی نامه
سئو
سبک زندگی
سرگرمی
سلامت
سلامت عمومی
سیاست
سیاسی/اجتماعی
سینما و تئاتر
صنایع
طراحی وبسایت
عکاسی
علم روز
علمی
فرهنگ
فضای مجازی
فلسفه
گردشگری
مارکتینگ
محیط زیست
مد و زیبایی
مدیریت و کسب‌وکار
مسائل روز
مطالب داغ
معماری و ساختمان سازی
موبایل و کامپیوتر
موسیقی
موفقیت
نقد ادبی
هنر و ادبیات
هنرهای تجسمی
ورزش
خانه @ سلامت @ روان‌شناسی @ انسان و دوگانگی جبر و اختیار

انسان و دوگانگی جبر و اختیار

by | 19 فروردین 1400 | روان‌شناسی | 3 comments

کلمه ی اختیار، از خیر می آید و به معنی خیر طلب کردن است. دلیل این نام گذاری شاید این باشد که انسان ها همواره به دنبال خوبی هستند و هیچ فردی نیست که بدی و شر بخواهد، حتی کسانی که به سمت بدی می روند نیز تصور می کنند که در آن خیر و خوبی خواهند یافت. انسان ذاتا دارای اختیار آفریده شده است و می توان گفت یکی از معدود موجوداتی است که توانایی تصمیم گیری و اراده کردن دارد. یکی از دلایلی که می توان برای اثبات اختیار انسان آورد این است که امکان خطا کردن برای ما وجود دارد و ما همواره در معرض خطا و اشتباه هستیم. اشتباه از کلمه ی شبه مشتق شده است و به معنی چیزی را به جای چیز دیگر گرفتن و بر اساس خطای محاسبه اقدام کردن است. از آن جهت می گوییم اختیار منشا خطا است که انسان تنها موجودی است که از اشتباهات خود آگاه می شود و می فهمد کارهایی که انجام داده است بر مبنای غلط بوده و بنابراین در صدد اصلاح برمی آید. درخت خطا نمی کند. حیوانات هم از نظر ما خطا می کنند اما خودشان از به ظاهر خطایشان آگاهی ندارند. در اینجا خوب است به این نکته هم اشاره شود که نوع نگاه به خطا کردن انسان هم می تواند متفاوت باشد. مسیحییان معتقدند که انسان ذاتا خطاکار و آلوده است و به این دنیا سقوط کرده است. این نوعی نگاه بدبینانه و جبر محور به ماهیت خطاکاری انسان است. در حالی که انسان با اراده ی خود خطا کرد و از آن محلی که طبق باور های دینی در آن قرار داشت هبوط کرد و به زمین آمد. بنابر این، تا اینجا به این نتیجه رسیده ایم که منبع خطا و اشتباه انسان اختیار او است و انسان است که تصمیم می گیرد چه بکند.

منشا اختیار انسان چیست؟

 

 اکنون به این سوال می رسیم که منشا خود اختیار چیست؟ منشا اختیار، آگاهی و عقل بشر است. این قضیه خیلی شبیه به موضوعات مطرح شده توسط شکاکینی مانند دکارت است. دکارت این سوال را از خود پرسید که بر چه اساسی می توان ثابت کرد که ما وجود داریم؟ و خودش به این پاسخ رسید که ما وجود داریم به دلیل اینکه از وجود خود آگاهیم و می اندیشیم. یا فیلسوفان اگزیستانسیالیست که موضوع اضطراب وجودی را مطرح کرده اند که در مورد آن می توان گفت، بشر تنها موجودی است که از وجود خود آگاه است و این همواره باعث مشکلاتی برای بشر بوده است چراکه وجود داشتن و آگاهی نسبت به آن، بار سنگینی بر دوش انسان است. حال اگر همین سوال را در مورد اختیار خود بپرسیم، می توان با همان استدلال پاسخ داد که ما مختاریم زیرا از اختیار خود آگاهیم و هیچ انسان معمولی را در جهان پیدا نخواهید کرد که ادعا کند کارهایی که از او سر زده اند خارج از دایره اختیار وی بوده است. همانگونه که مولانا بسیار زیبا عنوان کرده است:

این که فردا این کنم یا آن کنم        این دلیل اختیارست ای صنم

وجود قانون در جوامع بشری بعد دیگری از اختیار است. اگر همه ی انسان ها کارهای عقلانی و درست انجام می دادند، نیاز به وجود قانون خیلی کم می شد. در عالم اشیاء، گیاهان و حیوانات، قانون وجود ندارد زیرا هیچ وقت نمی شنویم که بگویند آن درخت یا آن حیوان جنایت کرده است. تمام جنایات و مفاسد عالم در طول تاریخ از نوع بشر سر زده است و نیرو محرکه ی آن هم اختیار انسان است. ظالمان و دیکتاتور های عالم به واسطه ی اینکه در موقعیت قدرت قرار گرفته اند توانسته اند اراده ی خود را به دیگران تحمیل کنند.

حد و مرز قدرت اختیار انسان تا جایی است که او حتی می تواند به اراده ی خود، خود را بی اختیار کند. تصور کنید فردی به انتخاب خود بر فراز ساختمانی مرتفع می رود و خود را به پایین می اندازد. این فرد مختارا خود را به پایین انداخته است و اگر در میان زمین و آسمان از تصمیم خود پشیمان شود و اراده کند که خود را نجات دهد، شاید دیگر نتواند، چرا که قبلا آگاهانه اختیار را از خود سلب کرده است. با این وجود، اختیار بشر نیز در برابر برخی شرایط تسلیم است. اولین چیزی که اختیار نمی تواند با آن مقابله کند، امتناع است. یک امر ممتنع در اصطلاح فلسفی یعنی امری غیر ممکن. اختیار انسان تنها در عالم امکان توانایی قدرت نمایی دارد و حقیقتا هم دارای قدرتی بی نظیر است. اما در مورد محالات، اختیار بی معنی است. مثلا اگر فردی ادعا کند که کل از جزء کوچکتر است، گرچه می تواند مختارا چنین ادعایی کند، اما این نشان دهنده ی مشکل عقلانی آن فرد است. دومین جایی که اختیار تسلیم می شود، وجود ضرورت است. به عنوان مثال، ضرورتا، حاصل جمع دو به علاوه ی دو چهار است و اگر فردی پیدا شود که پاسخ دیگری برای این جمع اختیار کند، فرد آگاه و معقولی نخواهد بود.

جنبه ی دیگر اختیار بشر به جنبه ی وجودی او بر می گردد. انسان مانند موجودات دیگر، وجود دارد. و قبلا گفتیم که انسان تنها موجودی است که بر وجود خود آگاهی دارد و تنها موجودی است که می تواند علاوه بر بودن، بشود. شدن مفهوم منحصر بفردی است که فقط مختص انسان بوده و این منجر به مسئولیت پذیری انسان شده است. هر فرد می تواند در لحظه ماهیت خود را تغییر داده و باور ها و عقایدش را مورد بازبینی قرار دهد. اما نکته ی جالب این است که انسان در مورد وجود داشتن و مختار بودنش تصمیم نگرفته است. به عبارت دیگر، انسان شاید بدون اینکه بخواهد هم موجود و هم مختار شده است. پس داشتن اختیار، خارج از حوزه ی اختیار ما بوده است، همانطور که داشتن عقل و آگاهی که منشاء اختیار هستند را ما انتخاب نکرده ایم. ولی در مورد چیزی که می توانیم مطمئن باشیم این است که در درجه اول ما وجود داریم و نسبت به آن آگاهیم. همچنین، در اکثر موقعیت های زندگی، قدرت تصمیم گیری داشته و داریم. گرچه گاهی به دلیل عواملی که عقل را مختل کرده و ما را به اشتباه محاسباتی دچار می کنند، تصمیماتی غلط می گیریم و تصور می کنیم که بر آن ها تسلط و احاطه ای نداشته و نداریم.

مهدی امیرخانی
مهدی امیرخانی

فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی و زبان شناسی کاربردی. مترجم و مدرس زبان انگلیسی. کارشناس سئو و تولید محتوا.

3 Comments

  1. m

    مقاله خوبی بود اما به نظرم این اختیاری که تعریف کردی خودش میتونه با خیلی چیزا محدود بشه و این تعریفی که ازش کردی فقط محدود به اون محیط و مکان و زماینه که توش هستی یعنی مجبور باشی بین دو تا چیز یکیو انتخاب کنی و اون یکی اصلا انتخاب تو نباشه و انتخابت چیزی باشه که نمیتونی انتخخابش کنی یعنی تو اون محدوده ی زمان و مکان و … تو نباشه پس اینجا اختیار محدود میشه پس حالا آیا واقعا میشه بهش گفت اختیار؟؟؟؟

    Reply
    • Mahdi

      سلام. تشکر بابت نظرتون. اما درست متوجه منظورتون نشدم. اگر دقیق مطالعه کرده باشید، محدودیت ها و چیزهایی که خارج از اختیار ما هستند را هم ذکر کردم.

      Reply
  2. مهسا رمضانی

    به نظر من اختیار بر هر چیزی مقدم هست.

    Reply

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط